الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )
مقدمهء مترجم 11
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )
ساختن أكاذيب و مجعولات در زمرهء اخبار ائمه اطهار ، و ديگر پاسخ دادن بشبهات مخالفين كه برخى از آنها بواسطهء اطلاعاتى كه از علم كلام و فلسفه داشتند سر و صورتى بشبهات خود داده و موجب گمراهى مردم كم اطلاع شيعه ميشدند . و البته اين هر دو كارى بود بس دشوار و از دست هر كس ساخته نبود ، در وهلهء اول محدثينى خبير و با اطلاع و بسيار دقيق لازم بود تا بتوانند ضمن جمع آورى احاديث صحيح را از سقيم تميز داده و گذشته طورى آن را تنظيم كنند كه هر حديثى در باب مربوط به خود نقل شده و از نظر متن و سند و ساير جهات حديثى مورد اشكال و ايراد ديگران واقع نشود ، و در ثانى شيعه بدانشمندانى نيازمند بود كه با آن پيشرفت وسيعى كه اهل سنت در علم كلام و اصول و استدلالات فقهى و فنون مختلف كرده بودند بتوانند از مذهب شيعه دفاع كرده و پاسخگوى شبهات و ايرادات آنها باشند . در قسمت اول ثقه الاسلام كلينى و شيخ صدوق رحمهما اللَّه تعالى بوسيلهء جمع آورى احاديث و تدوين و تنظيم آنها خدمت بزرگى به شيعه نموده و در مقام نقل احكام و افتاء مكتب خاصى كه كاملا ساده و بىآلايش بود گشودند ، آنان از روى متون آيات و روايات براى بيان احكام استفاده ميكردند و از هر گونه بحثهاى اصولى در اين باره خوددارى ميكردند ، شيوهء صدوق بخصوص در مقام تدريس و تدوين كتاب و افتاء همين بود كه از صريح آيات و روايات استفاده كند ، اين سبك مطلوب و محكمى بود ولى ادامهء آن موجب ركود در كار وى و ساير فرق اسلامى بخصوص اهل سنت با ديدهء حقارت به شيعه مىنگريستند و آنها را سطحى مىپنداشتند از اين رو يك تحول اساسى در طرز استدلال و نگارش لازم بود . مفيد ابتكار اين كار را بدست گرفت و با اينكه خود از محدثين عاليقدر شيعه است و در روايت شاگرد صدوق و شيخ اجازه و استاد شيخ طوسى است مكتب بحث و استدلال را گشود ، و براى آشنا ساختن شيعه بروش استدلالى ساير فرق اسلامى زحمات زيادى متحمل شد . او پس از اينكه مدتى در مجامع علمى زيادى كه در بغداد تشكيل شده بود شركت جست و راه و روش استدلال را فرا گرفت و تسلط كاملى بر مسائل اصولى و كلامى پيدا كرد دست به كار تهذيب فقه شيعه شد و سبك تازهء كه در واقع مكمّل همان سبك سابق بود در پيش گرفت ، طريقهء استنباط و استخراج احكام را از روى ادلهء شرعيه بشاگردان خويش آموخت . علم اصول فقه را كه در استنباط احكام مورد نياز بود و پيش از او نيز بحث آن كم و بيش معمول بوده به صورت